krauen
قلقلک دادن (با انگشت)، نوازش کردن (با انگشت)
Beispiele
- Ja, welches nur?« brummelte der Holzhacker und ''kraute'' sich verlegen im Barte.کدام را؟» مرد هیزم شکن با صدای گرفته غرولند کرد و با دستش ریشش را قلقلک داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به آرامی خاراندن یا نوازش کردن، معمولاً حیوانات یا سر کسی
- Er kraute dem Hund den Bauch.او شکم سگ را نوازش کرد.
- Sie liebt es, wenn man ihr den Kopf kraut.او دوست دارد وقتی سرش را نوازش میکنند.