krauen

Aussprache: /ˈkraʊ̯ən/
Wortzerlegung: krau·en
فعل

قلقلک دادن (با انگشت)، نوازش کردن (با انگشت)

Beispiele

  • Ja, welches nur?« brummelte der Holzhacker und ''kraute'' sich verlegen im Barte.کدام را؟» مرد هیزم شکن با صدای گرفته غرولند کرد و با دستش ریشش را قلقلک داد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به آرامی خاراندن یا نوازش کردن، معمولاً حیوانات یا سر کسی

  • Er kraute dem Hund den Bauch.او شکم سگ را نوازش کرد.
  • Sie liebt es, wenn man ihr den Kopf kraut.او دوست دارد وقتی سرش را نوازش می‌کنند.