kreditieren
اعتبار دادن، نسیه دادن، به حساب کسی واریز کردن
Beispiele
- Ich ließ ihn ''kreditieren.من گذاشتم او به صورت نسیه خرید کند.
- Der Vorteil für die Kunden: Beide Fluggesellschaften ''kreditieren'' Freimeilen des Partners, und auf beiden Fluglinien können die Gratismeilen abgeflogen werden.مزیت برای مشتریان: هر دو شرکت هواپیمایی مایلهای رایگان شریک خود را منظور میکنند و در هر دو خط هوایی میتوان از مایلهای رایگان استفاده کرد.
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
اعتبار دادن، وام دادن (به کسی)
- Die Bank hat ihm einen hohen Betrag kreditiert.بانک مبلغ زیادی به او اعتبار داد.
- Wir können Ihnen diesen Kauf auf Raten kreditieren.ما میتوانیم این خرید را به صورت اقساطی به شما اعتبار دهیم.
2
Akkusativ
به حساب کسی واریز کردن، بستانکار کردن
- Der Betrag wurde Ihrem Konto gutgeschrieben und kreditiert.مبلغ به حساب شما واریز و بستانکار شد.
- Bitte kreditieren Sie die Zahlung auf mein Sparkonto.لطفاً پرداخت را به حساب پسانداز من واریز کنید.