kreditieren

Aussprache: /kʁediˈtiːʁən/
Wortzerlegung: kre·di·tie·ren
فعل

اعتبار دادن، نسیه دادن، به حساب کسی واریز کردن

Beispiele

  • Ich ließ ihn ''kreditieren.من گذاشتم او به صورت نسیه خرید کند.
  • Der Vorteil für die Kunden: Beide Fluggesellschaften ''kreditieren'' Freimeilen des Partners, und auf beiden Fluglinien können die Gratismeilen abgeflogen werden.مزیت برای مشتریان: هر دو شرکت هواپیمایی مایل‌های رایگان شریک خود را منظور می‌کنند و در هر دو خط هوایی می‌توان از مایل‌های رایگان استفاده کرد.

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

اعتبار دادن، وام دادن (به کسی)

  • Die Bank hat ihm einen hohen Betrag kreditiert.بانک مبلغ زیادی به او اعتبار داد.
  • Wir können Ihnen diesen Kauf auf Raten kreditieren.ما می‌توانیم این خرید را به صورت اقساطی به شما اعتبار دهیم.
2 Akkusativ

به حساب کسی واریز کردن، بستانکار کردن

  • Der Betrag wurde Ihrem Konto gutgeschrieben und kreditiert.مبلغ به حساب شما واریز و بستانکار شد.
  • Bitte kreditieren Sie die Zahlung auf mein Sparkonto.لطفاً پرداخت را به حساب پس‌انداز من واریز کنید.