kreißen
درد زایمان داشتن، زائیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
درد زایمان کشیدن، زایمان کردن (معمولاً در مورد انسان، واژهای قدیمیتر و رسمیتر).
- Die Frau kreißte in der Nacht.زن در طول شب درد زایمان کشید.
- Sie liegt in den Wehen und wird bald gebären.او در حال زایمان است و به زودی وضع حمل خواهد کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(مجازی) با زحمت زیاد و تلاش فراوان چیزی را به وجود آوردن (اغلب با نتیجه ناچیز یا ناامیدکننده).
- Aus der langen Diskussion kreißte nur ein kleiner Kompromiss.از بحث طولانی تنها یک مصالحه کوچک حاصل شد.
- Nach Monaten der Arbeit kreißte endlich das Buch.پس از ماهها کار، بالاخره کتاب منتشر شد.