kreißen

Aussprache: /ˈkʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: krei·ßen
فعل

درد زایمان داشتن، زائیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

درد زایمان کشیدن، زایمان کردن (معمولاً در مورد انسان، واژه‌ای قدیمی‌تر و رسمی‌تر).

  • Die Frau kreißte in der Nacht.زن در طول شب درد زایمان کشید.
  • Sie liegt in den Wehen und wird bald gebären.او در حال زایمان است و به زودی وضع حمل خواهد کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(مجازی) با زحمت زیاد و تلاش فراوان چیزی را به وجود آوردن (اغلب با نتیجه ناچیز یا ناامیدکننده).

  • Aus der langen Diskussion kreißte nur ein kleiner Kompromiss.از بحث طولانی تنها یک مصالحه کوچک حاصل شد.
  • Nach Monaten der Arbeit kreißte endlich das Buch.پس از ماه‌ها کار، بالاخره کتاب منتشر شد.