einkreisen
دور چیزی خط کشیدن، محاصره کردن، محدود کردن (ریشه مشکل را پیدا کردن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
(با دایره) دور چیزی خط کشیدن، علامت زدن
- Bitte kreisen Sie die richtige Antwort ein.لطفاً پاسخ صحیح را دایره بکشید.
- Er hat die wichtigen Stellen im Text eingekreist.او قسمتهای مهم متن را دایره کشیده است.
2
Akkusativ
(نظامی) محاصره کردن، به محاصره درآوردن
- Die feindlichen Truppen wurden eingekreist.نیروهای دشمن محاصره شدند.
- Die Polizei konnte den Verdächtigen einkreisen.پلیس توانست مظنون را محاصره کند.