umkrempeln
تا زدن، زیر و رو کردن، دگرگون کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umkrempeln)
لبه لباس (مانند آستین یا پاچه شلوار) را به سمت بالا تا زدن برای راحتی یا ظاهر خاص.
- Er krempelte seine Ärmel hoch, um sich die Hände zu waschen.او آستینهایش را بالا زد تا دستهایش را بشوید.
- Sie krempelte die Hosenbeine um, da sie durch den Schlamm gehen musste.او شلوارهایش را تا زد چون مجبور بود از میان گل و لای رد شود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas umkrempeln)
چیزی را به طور کامل تغییر دادن، متحول کردن یا دگرگون کردن (مانند یک سیستم، یک ایده یا یک زندگی).
- Die neue Führung hat die Unternehmensstrategie komplett umgekrempelt.مدیریت جدید استراتژی شرکت را کاملاً دگرگون کرده است.
- Dieser Unfall hat sein Leben von Grund auf umgekrempelt.این تصادف زندگی او را از اساس زیر و رو کرد.