aufkrempeln
بالا زدن (آستین، شلوار)
Beispiele
- Als er nun die baumwollenen Hemdärmel ''aufkrempelte,'' konnte man so recht sehen, was für ein Riese er war.وقتی آستینهای پیراهن نخیاش را بالا زد، میشد به خوبی دید که چه غولپیکری بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas)
(آستین، پاچه شلوار و غیره) را بالا زدن، تا زدن.
- Er krempelte die Ärmel hoch, um mit der Arbeit zu beginnen.او آستینهایش را بالا زد تا کار را شروع کند.
- Sie krempelte ihre Hosenbeine auf, bevor sie ins Wasser ging.او پاچههای شلوارش را بالا زد قبل از اینکه وارد آب شود.