umkrempeln

Aussprache: /ˈʊmkʁɛmpl̩n/
Worttrennung: um·krem·peln
فعل

تا زدن، زیر و رو کردن، دگرگون کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas umkrempeln)

لبه لباس (مانند آستین یا پاچه شلوار) را به سمت بالا تا زدن برای راحتی یا ظاهر خاص.

  • Er krempelte seine Ärmel hoch, um sich die Hände zu waschen.او آستین‌هایش را بالا زد تا دست‌هایش را بشوید.
  • Sie krempelte die Hosenbeine um, da sie durch den Schlamm gehen musste.او شلوارهایش را تا زد چون مجبور بود از میان گل و لای رد شود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas umkrempeln)

چیزی را به طور کامل تغییر دادن، متحول کردن یا دگرگون کردن (مانند یک سیستم، یک ایده یا یک زندگی).

  • Die neue Führung hat die Unternehmensstrategie komplett umgekrempelt.مدیریت جدید استراتژی شرکت را کاملاً دگرگون کرده است.
  • Dieser Unfall hat sein Leben von Grund auf umgekrempelt.این تصادف زندگی او را از اساس زیر و رو کرد.