kremten
خامه زدند، کرم مالیدند
Bedeutungen
1
Akkusativ
شکل گذشته فعل 'kremen'، به معنی مالیدن کرم یا مادهای مشابه بر روی پوست یا سطحی دیگر.
- Die Pfleger kremten die wunden Stellen des Patienten sorgfältig mit einer beruhigenden Salbe.پرستاران، نواحی زخمی بیمار را با دقت با یک پماد تسکیندهنده کرم زدند.
- Nach dem langen Tag im Freien kremten sie ihre strapazierten Glieder mit einer feuchtigkeitsspendenden Lotion.پس از روز طولانی در فضای باز، آنها اندامهای خسته خود را با یک لوسیون مرطوبکننده کرم زدند.