krepieren
تلف شدن، هلاک شدن، مردن (برای حیوانات یا به تحقیر برای انسان)
Beispiele
- Krepieren'' sollst du wie ein Hund!مثل یک سگ باید بمیری و هلاک شوی!
- Die Metaphern, Symbole, Analogien, Begriffe dieses Romans erstehen aus einer Landschaft, die durch Schützengräben zerschnitten, von Bunkern unterminiert ist, in der Granaten ''krepieren'', Menschen zerrissen werden, Panzer sich als ‚Riesenkröten der Maschinenzeit‘ voranwälzen, ‚von einer frostigen Zukunft überstrahlt‘.استعارهها، نمادها، تشابهها و مفاهیم این رمان از سرزمینی برمیخیزند که توسط سنگرها بریده شده، با پناهگاهها مینگذاری شده، در آن نارنجکها منفجر میشوند، انسانها تکهتکه میشوند، تانکها به عنوان «قورباغههای غولپیکر عصر ماشین» به جلو میخزند، «که توسط آیندهای یخبندان روشن شدهاند
Bedeutungen
1
(intransitiv)
مردن، تلف شدن (بیشتر برای حیوانات یا به صورت عامیانه و تحقیرآمیز برای انسان).
- Die Maus ist in der Falle krepiert.موش در تله مرد.
- Er soll doch krepieren!بگذار بمیرد! (تحقیرآمیز)
2
(intransitiv)
منفجر شدن، ترکیدن (مثلاً لاستیک).
- Der Reifen ist plötzlich krepiert.لاستیک ناگهان ترکید.
- Die Bombe krepierte nicht, zum Glück.بمب منفجر نشد، خوشبختانه.