krepierten
مردند
Bedeutungen
1
kein Akkusativ
مرگ ناگهانی و کامل موجودات زنده (حیوانات، گیاهان) در اثر بیماری، سرما، یا شرایط نامساعد.
- Die Frostperiode im späten Frühling ließ die zarten Knospen der Obstbäume elend krepieren.دوره سرمای اواخر بهار باعث شد جوانههای لطیف درختان میوه به طرز فجیعی از بین بروند.
- Nach der Seuche krepierten die meisten Nutztiere auf dem Bauernhof.پس از شیوع بیماری، بیشتر حیوانات مزرعه تلف شدند.
2
hat
از کار افتادن کامل و ناگهانی دستگاهها، سیستمها یا حتی مفاهیم انتزاعی.
- Die alte Heizungsanlage hat im tiefsten Winter den Geist aufgegeben und ist komplett krepiert.سیستم گرمایش قدیمی در اوج زمستان از کار افتاد و کاملاً نابود شد.
- Das ambitionierte Projekt krepiert an bürokratischen Hürden und mangelnder Finanzierung.پروژه بلندپروازانه به دلیل موانع بوروکراتیک و کمبود بودجه از بین رفت.