aufkreuzen
سر و کله کسی پیدا شدن، ظاهر شدن (معمولاً غیرمنتظره)
Bedeutungen
1
ohne Kasus
ناگهان ظاهر شدن، سر و کلهاش پیدا شدن (غیررسمی).
- Wer ist denn da aufgekreuzt? Ich habe dich nicht erwartet.این کیه که یهو سر و کلهاش پیدا شد؟ منتظرت نبودم.
- Plötzlich kreuzte ein alter Freund von mir auf der Party auf.ناگهان یکی از دوستان قدیمی من در مهمانی ظاهر شد.