kreuzanständig

Aussprache: /ˈkʁɔɪ̯tsˌanʃtɛndɪç/
Worttrennung: kreuzan·stän·dig
صفت

به‌شدت درستکار، پاکدامن، بی‌عیب و نقص

Bedeutungen

1

بسیار درستکار، با تقوا و اخلاق؛ پاکدامن و بدون هیچ‌گونه عیب یا رفتار نادرست.

  • Sie war bekannt für ihre kreuzanständige Lebensweise.او به خاطر سبک زندگی بسیار درستکارانه‌اش شناخته شده بود.
  • Der alte Mann führte ein kreuzanständiges Leben ohne Skandale.پیرمرد زندگی بسیار پاکدامنه‌ای بدون هیچ رسوایی داشت.
  • Man erwartete von ihm, dass er sich kreuzanständig verhält.انتظار می‌رفت که او رفتاری کاملاً درستکارانه داشته باشد.