kreuzanständig
بهشدت درستکار، پاکدامن، بیعیب و نقص
Bedeutungen
1
بسیار درستکار، با تقوا و اخلاق؛ پاکدامن و بدون هیچگونه عیب یا رفتار نادرست.
- Sie war bekannt für ihre kreuzanständige Lebensweise.او به خاطر سبک زندگی بسیار درستکارانهاش شناخته شده بود.
- Der alte Mann führte ein kreuzanständiges Leben ohne Skandale.پیرمرد زندگی بسیار پاکدامنهای بدون هیچ رسوایی داشت.
- Man erwartete von ihm, dass er sich kreuzanständig verhält.انتظار میرفت که او رفتاری کاملاً درستکارانه داشته باشد.