kreuzbrav
بسیار شریف، فوقالعاده نجیب و درستکار
Bedeutungen
1
به شدت خوب، مودب و مطیع، به ویژه در مورد کودکان یا حیوانات خانگی؛ بسیار خوب و درستکار.
- Der kleine Hund war kreuzbrav und hörte auf jedes Kommando.سگ کوچک فوقالعاده مودب بود و به هر دستوری گوش میداد.
- Sie hat ein kreuzbraves Kind, das nie Schwierigkeiten macht.او فرزندی بسیار نجیب دارد که هرگز مشکلی ایجاد نمیکند.
- Der Hengst zeigte sich im Umgang kreuzbrav.نریان در برخورد بسیار شریف بود.