kreuzgegenständig

Aussprache: /ˈkʁɔɪ̯t͡sˌɡeːɡn̩ʃtɛntɪç/
Worttrennung: kreuz·ge·gen·stän·dig
صفت

متقابل متقاطع (در گیاه‌شناسی)

Bedeutungen

1

اصطلاحی در گیاه‌شناسی که به نحوه قرار گرفتن برگ‌ها روی ساقه اشاره دارد؛ برگ‌ها به صورت جفت‌های متوالی و عمود بر جفت قبلی (مانند بازوهای یک صلیب) روی ساقه قرار گرفته‌اند.

  • Die Blätter dieser Pflanze sind kreuzgegenständig angeordnet.برگ‌های این گیاه به صورت متقابل متقاطع روی ساقه قرار گرفته‌اند.
  • Ein Merkmal der Gattung ist die kreuzgegenständige Belaubung.یکی از ویژگی‌های این جنس، برگ‌آرایی متقابل متقاطع است.
  • Die Anordnung der Blätter ist typisch kreuzgegenständig.نحوه قرارگیری برگ‌ها به طور مشخص متقابل متقاطع است.