kreuzen
تلاقی کردن، دورگه کردن (در زیستشناسی)
Beispiele
- Kölreuter ''kreuzte'' die beiden Tabakarten Nicotiana rustica und Nicotiana paniculata und gewann damit 1760 den Preis der Akademie.کلرویتر دو گونه تنباکو را با هم تلاقی داد و در سال ۱۷۶۰ جایزه آکادمی را برد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
قطع کردن، از چیزی عبور کردن (مثلاً یک مسیر)
- Wir kreuzten die Straße an der Ampel.ما در چراغ راهنمایی از خیابان عبور کردیم.
- Zwei Linien kreuzen sich in einem Punkt.دو خط در یک نقطه همدیگر را قطع میکنند.
2
sich
تلاقی کردن، همدیگر را قطع کردن
- Unsere Wege haben sich schon oft gekreuzt.مسیرهای ما قبلاً بارها با هم تلاقی کردهاند.
- Die beiden Schiffe kreuzten sich auf hoher See.دو کشتی در دریای آزاد از کنار هم عبور کردند.
3
Akkusativ / sich
جفتگیری کردن، پیوند زدن (حیوانات/گیاهان)
- Man kann verschiedene Rosenarten kreuzen, um neue Sorten zu züchten.میتوان انواع مختلف گل رز را پیوند زد تا گونههای جدیدی پرورش داد.
- Hunde und Wölfe können sich kreuzen.سگها و گرگها میتوانند جفتگیری کنند.