kreuzen

Aussprache: /ˈkrɔɪ̯t͡sn̩/
Wortzerlegung: kreu·zen
فعل

تلاقی کردن، دورگه کردن (در زیست‌شناسی)

Beispiele

  • Kölreuter ''kreuzte'' die beiden Tabakarten Nicotiana rustica und Nicotiana paniculata und gewann damit 1760 den Preis der Akademie.کلرویتر دو گونه تنباکو را با هم تلاقی داد و در سال ۱۷۶۰ جایزه آکادمی را برد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

قطع کردن، از چیزی عبور کردن (مثلاً یک مسیر)

  • Wir kreuzten die Straße an der Ampel.ما در چراغ راهنمایی از خیابان عبور کردیم.
  • Zwei Linien kreuzen sich in einem Punkt.دو خط در یک نقطه همدیگر را قطع می‌کنند.
2 sich

تلاقی کردن، همدیگر را قطع کردن

  • Unsere Wege haben sich schon oft gekreuzt.مسیرهای ما قبلاً بارها با هم تلاقی کرده‌اند.
  • Die beiden Schiffe kreuzten sich auf hoher See.دو کشتی در دریای آزاد از کنار هم عبور کردند.
3 Akkusativ / sich

جفت‌گیری کردن، پیوند زدن (حیوانات/گیاهان)

  • Man kann verschiedene Rosenarten kreuzen, um neue Sorten zu züchten.می‌توان انواع مختلف گل رز را پیوند زد تا گونه‌های جدیدی پرورش داد.
  • Hunde und Wölfe können sich kreuzen.سگ‌ها و گرگ‌ها می‌توانند جفت‌گیری کنند.