einkreuzen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌkʁɔɪ̯t͡sn̩/
Worttrennung: ein·kreu·zen
فعل

علامت زدن, آمیزش دادن (نژاد)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas einkreuzen)

مشخص کردن یا علامت زدن چیزی با علامت ضربدر (X) یا نشانه‌ای مشابه.

  • Bitte kreuzen Sie das richtige Kästchen ein.لطفاً کادر صحیح را علامت بزنید.
  • Er hat die falsche Antwort eingekreuzt.او پاسخ اشتباه را علامت زده بود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas einkreuzen)

در ژنتیک، آمیزش دادن نژادهای مختلف حیوانات یا گیاهان برای بهبود نژاد یا انتقال ویژگی‌های مطلوب.

  • Die Züchter versuchen, neue Rassen durch Einkreuzen zu entwickeln.پرورش‌دهندگان سعی می‌کنند با آمیزش دادن نژادهای جدیدی را توسعه دهند.
  • Diese Pflanze wurde mit einer resistenteren Sorte eingekreuzt.این گیاه با گونه‌ای مقاوم‌تر آمیزش داده شده بود.