hervorkriechen

Aussprache: /hɛɐ̯ˈfɔɐ̯ˌkʁiːçn̩/
Worttrennung: her·vor·krie·chen
فعل

بیرون خزیدن، از جایی خزیدن و بیرون آمدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با خزیدن از یک مکان پنهان یا تنگ بیرون آمدن.

  • Die Katze kroch langsam aus ihrem Versteck hervor.گربه به آرامی از مخفیگاهش بیرون خزید.
  • Nach dem Regen krochen die Schnecken aus der Erde hervor.پس از باران، حلزون‌ها از دل خاک بیرون خزیدند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به آرامی یا با اکراه پدیدار شدن، اغلب پس از یک دوره عدم فعالیت یا پنهان‌کاری.

  • Nach langer Krankheit kroch er endlich wieder aus seinem Zimmer hervor.پس از بیماری طولانی، او سرانجام دوباره از اتاقش بیرون آمد.
  • Die Sonne kroch hinter den Wolken hervor.خورشید به آرامی از پشت ابرها پدیدار شد.