hervorkriechen
بیرون خزیدن، از جایی خزیدن و بیرون آمدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با خزیدن از یک مکان پنهان یا تنگ بیرون آمدن.
- Die Katze kroch langsam aus ihrem Versteck hervor.گربه به آرامی از مخفیگاهش بیرون خزید.
- Nach dem Regen krochen die Schnecken aus der Erde hervor.پس از باران، حلزونها از دل خاک بیرون خزیدند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به آرامی یا با اکراه پدیدار شدن، اغلب پس از یک دوره عدم فعالیت یا پنهانکاری.
- Nach langer Krankheit kroch er endlich wieder aus seinem Zimmer hervor.پس از بیماری طولانی، او سرانجام دوباره از اتاقش بیرون آمد.
- Die Sonne kroch hinter den Wolken hervor.خورشید به آرامی از پشت ابرها پدیدار شد.