hinwegkriechen
خزیدن از روی چیزی، به سختی عبور کردن از روی چیزی
Bedeutungen
1
über + Akkusativ / ohne Objekt
با خزیدن از جایی دور شدن یا از روی چیزی عبور کردن.
- Die Schnecke kroch langsam über die Mauer hinweg.حلزون به آرامی از روی دیوار خزید.
- Nach dem Angriff kroch er verletzt vom Schlachtfeld hinweg.پس از حمله، او زخمی از میدان نبرد دور شد.