hervorkriechen
بیرون خزیدن، از جایی خزیدن و بیرون آمدن
Bedeutungen
1
intransitiv
با خزیدن از یک مکان پنهان یا تنگ بیرون آمدن.
- Die Spinne kroch unter dem Stein hervor.عنکبوت از زیر سنگ بیرون خزید.
- Nach dem Erdbeben krochen die Überlebenden aus den Trümmern hervor.پس از زلزله، بازماندگان از زیر آوار بیرون خزیدند.
2
intransitiv
(مجازی) به آرامی یا با اکراه پدیدار شدن، اغلب پس از یک دوره عدم فعالیت یا پنهانکاری.
- Nach dem langen Winter kriecht die Natur langsam wieder hervor.پس از زمستان طولانی، طبیعت به آرامی دوباره سر بر میآورد.
- Er kroch nach seiner Krankheit langsam wieder ins Leben hervor.او پس از بیماریاش به آرامی دوباره به زندگی بازگشت.