vorkriechen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌkʁiːçn̩/
Worttrennung: vor·krie·chen
فعل

چهار دست و پا جلو آمدن، خزیدن به جلو

Bedeutungen

1 intransitiv

به آرامی و با خزیدن به جلو حرکت کردن یا از جایی (معمولاً مخفیگاه) بیرون آمدن

  • Die Maus kroch unter dem Schrank hervor.موش از زیر کمد بیرون خزید.
  • Das Baby kriecht schon vor und erkundet die Wohnung.نوزاد همین حالا هم جلو می‌خزد و آپارتمان را کشف می‌کند.