ankriechen
با خزیدن نزدیک شدن، با ذلت و خواری آمدن
Bedeutungen
1
zu + Dativ / an + Akkusativ
خزیدن یا چهار دست و پا رفتن به سمت کسی یا چیزی، اغلب با مفهوم چاپلوسی یا التماس
- Er kroch förmlich zu seinem Chef an, um eine Gehaltserhöhung zu bekommen.او عملاً به سمت رئیسش خزید تا افزایش حقوق بگیرد.
- Das Baby kriecht langsam an die Mutter an.نوزاد به آرامی به سمت مادرش میخزد.