herauskriechen
به بیرون خزیدن (به سمت گوینده)
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas herauskriechen)
با خزیدن یا سینه خیز رفتن از مکانی خارج شدن، با تمرکز بر حرکت به سمت مکان گوینده یا مکانی که در دید اوست.
- Der kleine Hund kroch aus seinem Versteck unter dem Sofa heraus.سگ کوچک از مخفیگاهش زیر مبل بیرون خزید.
- Nachdem die Gefahr vorbei war, krochen die Kinder vorsichtig aus dem Keller heraus.پس از اینکه خطر رفع شد، بچهها با احتیاط از زیرزمین بیرون خزیدند.