hervorkriechen

Aussprache: /hɛɐ̯ˈfɔɐ̯ˌkʁiːçn̩/
Worttrennung: her·vor·krie·chen
فعل

بیرون خزیدن، از جایی خزیدن و بیرون آمدن

Bedeutungen

1 intransitiv

با خزیدن از یک مکان پنهان یا تنگ بیرون آمدن.

  • Die Spinne kroch unter dem Stein hervor.عنکبوت از زیر سنگ بیرون خزید.
  • Nach dem Erdbeben krochen die Überlebenden aus den Trümmern hervor.پس از زلزله، بازماندگان از زیر آوار بیرون خزیدند.
2 intransitiv

(مجازی) به آرامی یا با اکراه پدیدار شدن، اغلب پس از یک دوره عدم فعالیت یا پنهان‌کاری.

  • Nach dem langen Winter kriecht die Natur langsam wieder hervor.پس از زمستان طولانی، طبیعت به آرامی دوباره سر بر می‌آورد.
  • Er kroch nach seiner Krankheit langsam wieder ins Leben hervor.او پس از بیماری‌اش به آرامی دوباره به زندگی بازگشت.