weiterkriechen
به خزیدن ادامه دادن
Bedeutungen
1
ohne Objekt
به خزیدن یا حرکت آهسته و نزدیک به زمین ادامه دادن.
- Die Schlange kroch langsam weiter, bis sie im Gebüsch verschwand.مار آهسته به خزیدن ادامه داد تا اینکه در بوتهها ناپدید شد.
- Trotz der Verletzung musste der Soldat weiterkriechen, um in Sicherheit zu gelangen.با وجود جراحت، سرباز مجبور بود به خزیدن ادامه دهد تا به امنیت برسد.