unterkriegen
شکست دادن، تسلیم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas unterkriegen)
کسی را شکست دادن یا از نظر روحی تضعیف کردن، به طوری که دیگر نتواند مقاومت کند یا ادامه دهد.
- Der starke Gegner hat ihn schnell untergekriegt.حریف قدرتمند او را به سرعت شکست داد.
- Lass dich nicht von den Schwierigkeiten unterkriegen!اجازه نده سختیها تو را از پا دربیاورند!