zukriegen

Aussprache: /ˈtsuːkriːɡn̩/
Worttrennung: zu·krie·gen
فعل

بستن، به دست آوردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را که باز است، بستن (اغلب با دشواری یا تلاش)

  • Ich kriege den Koffer nicht mehr zu, er ist zu voll.من دیگر نمی‌توانم چمدان را ببندم، خیلی پر است.
  • Kriegst du das Fenster zu? Es zieht.می‌توانی پنجره را ببندی؟ باد می‌آید.