kriegsmüde

Aussprache: /ˈkriːksˌmyːdə/
Worttrennung: kriegs·mü·de
صفت

خسته از جنگ، بیزار از جنگ

Bedeutungen

1

احساس خستگی شدید و بیزاری از جنگ، معمولاً در میان سربازان یا مردم عادی پس از یک دوره طولانی درگیری.

  • Nach Jahren des Kampfes war die Bevölkerung kriegsmüde.پس از سال‌ها مبارزه، مردم از جنگ خسته و بیزار بودند.
  • Die Soldaten waren erschöpft und kriegsmüde.سربازان خسته و بیزار از جنگ بودند.
  • Die kriegsmüde Nation sehnte sich nach Frieden.ملت جنگ‌زده مشتاق صلح بود.