kriegsmüde
خسته از جنگ، بیزار از جنگ
Bedeutungen
1
احساس خستگی شدید و بیزاری از جنگ، معمولاً در میان سربازان یا مردم عادی پس از یک دوره طولانی درگیری.
- Nach Jahren des Kampfes war die Bevölkerung kriegsmüde.پس از سالها مبارزه، مردم از جنگ خسته و بیزار بودند.
- Die Soldaten waren erschöpft und kriegsmüde.سربازان خسته و بیزار از جنگ بودند.
- Die kriegsmüde Nation sehnte sich nach Frieden.ملت جنگزده مشتاق صلح بود.