kriegstüchtig

Aussprache: /ˈkʁiːksˌtʏçtɪç/
Worttrennung: kriegs·tüch·tig
صفت

آماده جنگ، توانمند در جنگ، دارای آمادگی نظامی

Bedeutungen

1

آماده و قادر به انجام عملیات جنگی؛ دارای توانایی نظامی کافی.

  • Die Armee muss jederzeit kriegstüchtig sein.ارتش باید در هر زمان آماده جنگ باشد.
  • Die Regierung investiert in die kriegstüchtige Infrastruktur des Landes.دولت در زیرساخت‌های آماده جنگ کشور سرمایه‌گذاری می‌کند.
  • Nur ein kriegstüchtiges Land kann seine Interessen wirksam verteidigen.تنها کشوری که توانمند در جنگ است می‌تواند منافع خود را به طور مؤثر دفاع کند.