kriegszerstört
جنگزده، ویرانشده در جنگ
Bedeutungen
1
توصیف مکانی یا شیئی که در اثر جنگ آسیب دیده یا کاملاً ویران شده است.
- Die Stadt war nach dem Krieg stark kriegszerstört.شهر پس از جنگ به شدت جنگزده بود.
- Wir besuchten eine kriegszerstörte Kirche, die nun wieder aufgebaut wird.ما از کلیسای ویرانشده در جنگ بازدید کردیم که اکنون در حال بازسازی است.
- Viele kriegszerstörte Gebäude zeugen von der Brutalität des Konflikts.بسیاری از ساختمانهای جنگزده، گواه وحشیگری درگیری هستند.