hinkriegen
از پس کاری برآمدن، درست کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
موفق شدن در انجام کاری، از عهده کاری برآمدن (بیشتر در زبان محاوره)
- Keine Sorge, das kriegen wir schon hin!نگران نباش، ما از پسش برمیآییم!
- Ich habe es endlich hingekriegt, das Regal aufzubauen.بالاخره موفق شدم قفسه را سرهم کنم.