zukriegen
بستن، به دست آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را که باز است، بستن (اغلب با دشواری یا تلاش)
- Ich kriege den Koffer nicht mehr zu, er ist zu voll.من دیگر نمیتوانم چمدان را ببندم، خیلی پر است.
- Kriegst du das Fenster zu? Es zieht.میتوانی پنجره را ببندی؟ باد میآید.