mitkriegen
متوجه شدن، فهمیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را فهمیدن، متوجه شدن، درک کردن (محاوره)
- Hast du mitgekriegt, was passiert ist?متوجه شدی چه اتفاقی افتاد؟
- Er kriegt einfach nichts mit.او اصلاً چیزی را نمیفهمد.
2
Akkusativ
چیزی را شنیدن، از چیزی باخبر شدن (محاوره)
- Ich habe mitgekriegt, dass sie umgezogen sind.شنیدم که آنها نقل مکان کردهاند.
- Kriegst du mit, was die Nachbarn reden?میشنوی همسایهها چه میگویند؟