zurückkriegen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌkʁiːɡn̩/
Worttrennung: zu·rück·krie·gen
فعل

پس گرفتن، دوباره به دست آوردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas zurückkriegen)

چیزی را که از دست داده‌اید یا به کسی داده‌اید، دوباره به دست آوردن یا پس گرفتن.

  • Ich hoffe, ich kriege mein Geld bald zurück.امیدوارم پولم را به زودی پس بگیرم.
  • Nach langer Suche hat sie ihren verlorenen Ring zurückbekommen.او پس از جستجوی طولانی، انگشتر گمشده‌اش را پس گرفت.
2 Akkusativ (etwas zurückkriegen)

دوباره به دست آوردن کنترل یا وضعیت مطلوب.

  • Nach der Verletzung kämpft er darum, seine alte Form zurückzukriegen.او پس از مصدومیت، تلاش می‌کند تا فرم قبلی خود را دوباره به دست آورد.
  • Die Mannschaft versucht, den Spielfluss zurückzukriegen.تیم سعی می‌کند جریان بازی را دوباره به دست آورد.