zurückkriegen
پس گرفتن، دوباره به دست آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas zurückkriegen)
چیزی را که از دست دادهاید یا به کسی دادهاید، دوباره به دست آوردن یا پس گرفتن.
- Ich hoffe, ich kriege mein Geld bald zurück.امیدوارم پولم را به زودی پس بگیرم.
- Nach langer Suche hat sie ihren verlorenen Ring zurückbekommen.او پس از جستجوی طولانی، انگشتر گمشدهاش را پس گرفت.
2
Akkusativ (etwas zurückkriegen)
دوباره به دست آوردن کنترل یا وضعیت مطلوب.
- Nach der Verletzung kämpft er darum, seine alte Form zurückzukriegen.او پس از مصدومیت، تلاش میکند تا فرم قبلی خود را دوباره به دست آورد.
- Die Mannschaft versucht, den Spielfluss zurückzukriegen.تیم سعی میکند جریان بازی را دوباره به دست آورد.