krisengeschwächt
تضعیفشده در اثر بحران
Bedeutungen
1
ضعیف شده یا آسیب دیده به دلیل یک بحران اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی.
- Die Wirtschaft des Landes ist nach Jahren der Instabilität krisengeschwächt.اقتصاد کشور پس از سالها بیثباتی، در اثر بحران تضعیف شده است.
- Das Unternehmen war krisengeschwächt und musste Stellen abbauen.شرکت در اثر بحران تضعیف شده بود و مجبور به تعدیل نیرو شد.
- Die krisengeschwächte Bevölkerung hofft auf bessere Zeiten.مردم تضعیفشده در اثر بحران، امیدوار به روزهای بهتر هستند.