krisslig
دانهدانه (فیلم)، مجعد، فرفری (مو)
Beispiele
- Wir sahen uns ''krisslige'' Super-8-Aufnahmen an.ما به تماشای فیلمهای سوپر-۸ دانهدانه نشستیم.
- Timms Haare sind heute wieder total ''krisslig.موهای تیم امروز دوباره کاملاً فرفری شدهاند.
دانهدانه (فیلم)، مجعد، فرفری (مو)