kritikfähig

Aussprache: /kriˈtiːkˌfɛːɪç/
Worttrennung: kri·tik·fä·hig
صفت

انتقادپذیر، توانا در نقد

Bedeutungen

1

توانایی پذیرش، درک و واکنش سازنده به انتقادات؛ قابلیت ارزیابی و نقد خود یا دیگران.

  • Ein guter Manager muss kritikfähig sein und aus Feedback lernen.یک مدیر خوب باید انتقادپذیر باشد و از بازخوردها بیاموزد.
  • Sie ist sehr kritikfähig und nimmt Verbesserungsvorschläge dankend an.او بسیار انتقادپذیر است و پیشنهادات بهبود را با سپاس می‌پذیرید.
  • Es ist wichtig, dass Kinder lernen, kritikfähig zu sein, um sich weiterzuentwickeln.مهم است که کودکان یاد بگیرند انتقادپذیر باشند تا بتوانند پیشرفت کنند.