فعل
عیبجویی کردن، ایراد بنیاسرائیلی گرفتن
معانی و تعاریف kritteln:
- به طور مداوم و اغلب به صورت جزئی و منفی از چیزی یا کسی ایراد گرفتن یا انتقاد کردن.
- به طور کلی انتقاد کردن یا ایراد گرفتن بدون اشاره به مورد خاصی.
جملات نمونه برای kritteln:
Natürlich hat er am Anfang viel ''gekrittelt'' und gemäkelt, aber das wurde mit der Zeit besser.
البته او در ابتدا خیلی ایراد گرفت و بهانهتراشی کرد، اما با گذشت زمان بهتر شد.
Saubere Arbeit! Daran gibt es nichts zu ''kritteln!''
کار تمیزی است! هیچ ایرادی نمیتوان به آن گرفت!
Er krittelt immer an allem herum, was ich mache.
او همیشه از هر کاری که من میکنم ایراد میگیرد.