kritteln
عیبجویی کردن، ایراد بنیاسرائیلی گرفتن
Beispiele
- Natürlich hat er am Anfang viel ''gekrittelt'' und gemäkelt, aber das wurde mit der Zeit besser.البته او در ابتدا خیلی ایراد گرفت و بهانهتراشی کرد، اما با گذشت زمان بهتر شد.
- Saubere Arbeit! Daran gibt es nichts zu ''kritteln!کار تمیزی است! هیچ ایرادی نمیتوان به آن گرفت!
Bedeutungen
1
an + Dativ
به طور مداوم و اغلب به صورت جزئی و منفی از چیزی یا کسی ایراد گرفتن یا انتقاد کردن.
- Er krittelt immer an allem herum, was ich mache.او همیشه از هر کاری که من میکنم ایراد میگیرد.
- Sie krittelt gern an den Vorschlägen ihrer Kollegen.او دوست دارد از پیشنهادات همکارانش ایراد بگیرد.
2
intransitiv
به طور کلی انتقاد کردن یا ایراد گرفتن بدون اشاره به مورد خاصی.
- Manche Leute kritteln einfach nur, ohne konstruktive Vorschläge zu machen.بعضی از مردم فقط ایراد میگیرند، بدون اینکه پیشنهادات سازندهای ارائه دهند.
- Es ist leicht, zu kritteln, aber schwer, es besser zu machen.ایراد گرفتن آسان است، اما بهتر انجام دادن آن دشوار است.