فعل
خطخطی کردن، بدخط نوشتن، با عجله نوشتن/کشیدن
معانی و تعاریف kritzeln:
- چیزی را با عجله، بیدقت یا بدخط نوشتن یا نقاشی کردن.
جملات نمونه برای kritzeln:
Was hast du denn auf dieses Blatt ''gekritzelt?''
چه چیزی روی این کاغذ خطخطی کردهای؟
Er ''kritzelte'' eine Nachricht an seine Tür.
او پیامی را روی درش با عجله نوشت.
„Sie ''kritzelten'' auf ihre Schiefertafeln in der Schule die Umrisse von Flugzeugen, die Stukas oder Messerschmitt hießen.“
«آنها روی تختهسنگهای خود در مدرسه طرحهای هواپیماهایی را خطخطی میکردند که اشتوکا یا مسرشمیت نام داشتند.»