kritzelten

Aussprache: /ˈkrɪtsl̩tn̩/
Wortzerlegung: krit·zel·ten
Konjugierte Form

خط‌خطی کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

کشیدن خطوط نامنظم، طرح‌های ساده یا حروف در حاشیه یا روی سطحی، اغلب بدون هدف هنری خاص یا با عجله.

  • Während des langen Vortrags kritzelte sie unauffällig Figuren und Muster in ihr Notizbuch.در طول سخنرانی طولانی، او به طور نامحسوسی شکل‌ها و الگوهایی را در دفترچه یادداشت خود خط‌خطی می‌کرد.
  • Der kleine Junge kritzelte mit einem Bleistift auf die Rückseite des Briefes.پسرک با مداد روی پشت نامه خط‌خطی کرد.
2 Akkusativ

یادداشت‌برداری سریع و مختصر از اطلاعات کلیدی، اغلب به صورت کلمات کلیدی یا عبارات کوتاه.

  • Er kritzelte die wichtigsten Telefonnummern auf einen Bierdeckel, um sie nicht zu vergessen.او مهم‌ترین شماره تلفن‌ها را روی زیرلیوانی یادداشت کرد تا فراموش نکند.
  • Die Journalistin kritzelte die Kernpunkte des Interviews auf ihrem Block mit.روزنامه‌نگار نکات اصلی مصاحبه را در دفترچه خود یادداشت کرد.