hinauskriechen
به بیرون خزیدن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas hinauskriechen)
از مکانی به بیرون خزیدن، از فضای داخلی به فضای خارجی، اغلب با اشاره به حرکت دور از مکان فعلی گوینده.
- Die Katze kroch langsam aus dem engen Karton hinaus.گربه به آرامی از جعبه تنگ بیرون خزید.
- Nach Stunden im Dunkeln kroch er endlich aus dem Tunnel hinaus.پس از ساعتها در تاریکی، او سرانجام از تونل بیرون خزید.