zurückkriechen
دوباره خزیدن، به عقب خزیدن
Bedeutungen
1
in/auf + Akkusativ, zu + Dativ
با خزیدن به عقب برگشتن، به جای قبلی خود خزیدن.
- Die Schnecke kroch langsam in ihr Haus zurück.حلزون به آرامی به داخل خانهاش خزید.
- Nach dem Schreck kroch die Maus in ihr Loch zurück.پس از ترس، موش به داخل لانهاش خزید.
2
vor + Dativ (vor jemandem / etwas zurückkriechen)
(مجازی) عقبنشینی کردن، از موضع خود کوتاه آمدن، با خفت و خواری بازگشتن.
- Er musste vor der Kritik der Öffentlichkeit zurückkriechen.او مجبور شد در برابر انتقاد مردم عقبنشینی کند.
- Nach dem Fehler kroch er vor seinem Chef zurück.پس از اشتباه، او با خفت در برابر رئیسش عقبنشینی کرد.