emporkriechen

Aussprache: /ɛmˈpɔʁˌkʁiːçn̩/
Worttrennung: em·por·krie·chen
فعل

به آرامی بالا خزیدن، به سمت بالا خزیدن

Bedeutungen

1 kein spezifischer Kasus

با خزیدن به سمت بالا حرکت کردن.

  • Die Schnecke kroch langsam den Stamm empor.حلزون به آرامی از تنه درخت بالا خزید.
  • Die Pflanze rankt sich den Zaun empor.گیاه از حصار به سمت بالا می‌پیچد.
2 kein spezifischer Kasus

با تملق، چاپلوسی یا روش‌های غیراخلاقی در سلسله مراتب اجتماعی یا شغلی بالا رفتن (مجازی، تحقیرآمیز).

  • Er ist durch Vetternwirtschaft im Unternehmen emporgekrochen.او از طریق پارتی‌بازی در شرکت بالا رفت.
  • Manche Leute kriechen im Leben nur empor, indem sie andere ausnutzen.برخی افراد در زندگی فقط با سوءاستفاده از دیگران پیشرفت می‌کنند.