kross
برشته، ترد (برای نان یا گوشت)
Beispiele
- Jeden Samstag aß er frische, ''krosse'' Brötchen zum Frühstück.هر شنبه برای صبحانه نانهای «برشته» تازه میخورد.
- Zum Mittagessen gibt es eine ''kross'' gebratene Ente.برای ناهار اردک «برشته» شده داریم.
برشته، ترد (برای نان یا گوشت)