krugförmig

Aussprache: /ˈkʁuːkˌfœʁmɪç/
Worttrennung: krug·för·mig
صفت

کوزه‌مانند، خمره‌ای شکل

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به کوزه یا خمره، معمولاً با یک بدنه گرد و گردن باریک‌تر.

  • Die Vase hatte eine elegante, krugförmige Gestalt.گلدان شکلی زیبا و کوزه‌مانند داشت.
  • Der Berg ragte krugförmig in den Himmel.کوه به شکلی کوزه‌مانند به آسمان قد برافراشته بود.
  • Die Frucht war klein und krugförmig.میوه کوچک و کوزه‌شکل بود.